شب جمعه

وقتی که توی بار نشسته بودم،یه مرد جوان جذاب بهم پیشنهاد سکس داد.در واقع خیلی جذاب تر از این حرفا بود:بیست و خورده ای سن داشت با بدن سکسی و چشمای قهوه ای نازی داشت.یه بر آمدگی خیلی بزرگی روی شلوارش به چشمم خورد.یه کیر بزرگ و کلفت داشت که اونجا قایم شده بود.زیر لب گفتم:آره تو باید منو بکنی.
خیلی بد میشد اگه این فقط یه ملاقات ساده بود.بهم نزدیکتر شد.یه نگاه برق دار شهوت انگیزی تو چشماش موج میزد.بهم گفت اسمت چیه؟.بهش گفتم مهمه؟؟.گفت آره،میخوام بدونم وقتی که زیرم التماس میکنی چی صدات کنم.یه ابرو بالا انداختم و با طعنه بش گفتم:حرومزاده از خودراضی من اسممو بهت نمیگم.
حالا دیگه پسره تحت کنترلم بود و همه چی داشت خوب پیش میرفت.نیشش باز تر شد و گفت:به هر حال مهم نیست.اکثر زن ها منو خدا صدا میکنن وقتی زیرم جیغ میزنن.بعد با یه صدای مسخره تقلید کرد و گفت:آاااه خدای من،واااای.
جالب بود،داشت بیشتر جذبم میشد.بهش گفتم پس تو میخوای کاری کنی که زیر کیرت جیغ بزنم،آره؟میخوای کیرتو بذاری لا پاهای داغم؟؟.گفت:اوهوم همینطوره.
نفس کشیدم و گفتم خب مقدمه چینی دیگه بسه،زود باش من سکس میخوام.
گفت:یاحضرت فیل،میذاری قبلش مشروبمو تموم کنم؟.همونجوری که لیوان مشروبشو هل میدادم عقب خندیدم و گفتم نه نمیشه.دارم بهت پیشنهاد سکس میدم،یا قبول کن یا ردش کن.یه مکث کرد و با پوزخند گفت:نمیدونم چی بگم.
با تعجب نگاش کردم و گفتم جدی میگی؟یعنی داری پیشنهادمو رد میکنی؟بگو که داری باهام شوخی میکنی.از جاش بلند شد و دستاشو بالا سرش کشش داد.بعدش واسه اینکه نشون بده بی میله یه خمیازه ساختگی کشید و گفت:اگه مجبور باشم چی؟.وقتی دیدم پوزخند زد بهش گفتم دیوث.زدم در کونش و دستشو گرفتم و بهش گفتم بریم.همه چی داشت خوب پیش میرفت.شریک جنسی شب جمعه من آدم مطمئنی به نظر میومد و معلوم بود که یه سکس خشن و خوب چشم انتظار منو میکشه.این همونطوری بود که دوس داشتم جمعه ام رو بگذرونم.این بهترین راه بود واسه اینکه بعد یه هفته کاری سخت توی اداره یه نفس راحت بکشم و هفته جدیدمو شروع کنم.من یه جنده خیلی موفقی بودم.با عشق جدیدم رفتیم به سمت در خروجی.ازش انتظار داشتم تاکسی بگیره و منو ببره به خونش.خدا خدا میکردم که تاکسی بگیره چون پاهام خیلی درد میکرد و نمیتونستم راه زیادی رو پیدا برم.تاول هایی که جمعه قبلی روی پاهام زده بودن هنور کامل خوب نشده بودن و منم متنفر بودم از اینکه دوباره با راه رفتن زیاد دوباره پاهام تاول بزنن.وقتی که معلوم شد میخواد منو پیاده ببره بهش گفتم خونت دوره؟عشق جدیدم زیر چشمی نگام کرد و یه لبخند ملیحی زد.بهش گفتم چیه؟چیش خنده داشت؟دوباره یه لبخند زد و گفت نه نزدیکه.فقط چند متر بود.رسیدیم به یه کوچه بغل یه آبجو فروشی اما اینجا جایی نبود که من انتظارشو داشتم.ازم پرسید:اینجا خوبه؟بهش خیره شدم.کوچه گلی بود و یه بوی گند شاش میداد.اما من که از این دختر سوسولا نبودم،یکم کثیفی اشکال نداشت.فکر سکس تو یه کوچه کنار یه مغازه آبجو فروشی واقعا هیجان انگیز بود.با یه لبخند گفتم منم مثل تو آمادم.عشقم حشرش زده بود بالا و کیر شقش شلوارشو خیس کرده بود.دستمو گذاشتم روی کیرش و گرمای کیر شقشو احساس کردم.داد کشید که وای خدای من،من باید بدجور تورو بکنم.

شب جمعه
شب جمعه

دستمو هل داد عقب و زیپشو کشید پایین و کیرشو داد بیرون.اوی خدای من چقدر بزرگ بود.سرش قرمز بود و با آب شهوتی که روش بود برق میزد.بوی خوش سکس رو احساس کردم.قلبم تند تند میزد.دیگه چیزی نمونده بود زیر این کیر گایده بشم و این خیلی عالی بود.دامنم رو از روی کونم بالا دادم و شلوارمو در آوردم از پام.پشمای کسمو تازه زده بودم،وقتا تلف نکردم و کس تنگمو نشون عشقم دادم.چشماش خیره شد،شهوتش فوران کرد.دکمه ها پیرهنشو باز کرد.وقتی تکون خود نگاهم به شکم شش تکش که زیر لباسش بود افتاد.قلبم شروع کرد تند تند بزنه.بهش میوند ورزشکار باشه شاید یه دونده.از کجا معلوم شاید باشه ولی شغلش مهم نبود.چیزی که مهم بود دیدن اون بود که جلوم وایساده و کیر شقش توی دستش باشه و یه نگاه برقدار توی چشماش باشه.این عالیه.بهش گفتم توی عوضی خیلی جذابی.اما من خودم زیاد خوشگل نبودم.اونم با یه لحن شهوت انگیزی گفت تو ام خیلی خوشگلی.اومد جلو دستشو روی کونم گذاشت،آروم دست کشید و مالیدشون.هر لپ کونمو با پنجه هاش میمالید.همونطور که کیر شقشو به شکم صافم میمالید در گوشم گفت:خدای من،خیلی سکسی هسی.منم گفتم تو ام همینطور عشقم.کسم داغ شده بود و داد زدم بکنم زود باش،کیرتو بکن تو.گفت:باشه پس برگرد.برگشتم و رومو کردم به دیوار آجری کوچه و لاپامو باز کردم و منتظر شدم.وقتی عشقم داشت کیر نازشو میمالید بین کونم در گوشم گفت آروم باش خانومم.داد زدم بکنم صبرم دیگه تموم شده.گفت میخوام همینکارا بکنم.کیر بزرگ و کلفتشو گذاشت دم کس خیسم.چشامو بستم و یه نفس عمیق کشیدم،داشت میرفت تو.دوباره یه کیر کلفت رفت تو سوراخم اما این یکی کاملا اندازه سوراخم بود.آاااه جووون آره.نفس نفس میزدم وقتی داشت کیرشو میکرد تو سوراخم.گفت حالا خودتو سفت بگیر.پهلوهامو گرفت تو دسش و تند تند تلمبه میزد و تا ته میکرد تو.احساس خوبی بود انگار توی بهشت بودم.گفتم کاری کن جیغ بزنم،آره جووون جرررم بده.چند دفعه محکم تر زد در کونم،خیلی خشن بود.داشت مث یه حیوون وحشی منو میکرد.داد زد گفت:خشن دوس داری هان؟

شب جمعه
شب جمعه

گفتم:آه آره من عاشقشم آشغال.سوزش قبل ارگاسم پاهامو به لرزه در آورده بود.کیر بزرگ عشقم و با اون انرژی که داشت تلمبه میزد داشت باعث میشد که زود ارضا بشم.گفت بیشتر دوس داشتی کون تنگتو بگام مگه ن؟یهو کیرشو از تو کسم در آورد.گفتم:در نیار،داری چه غلطی میکنی؟شروع کرد با لباش لاله گوشمو مک بزنه.در گوشم گفت بذار کون کوچولوتو بگام،مگه نمیخوای جیغ بزنی؟.کل بدنم از هیجان به لرزه افتاد.آخرین باری که از کون دادم خیلی درد داشت اما ارگاسم عالی داشتم.گفت خب قول میدم کاری کنم که جیغ بزنی.داد زدم و گفتم فقط منو بکن،میخوام ارضا شم.گفت بکنم تو کونت یا نه؟گفتم نمیدونم فقط بکن تو.گفت مطمئنی؟من وسطش دست از کار نمیکشما؟.دستمو تکیه دادم به دیوار و لاپامو بیشتر باز کردم.بهش گفتم دیگه نمیتونم تحمل بکنم،بکن تو کونم و هرچقدر که دوس داری سفت بکن.نفس گرمش گردنمو داغ کرد و گفت آره الان سفت میکنمن.اومد نزدیکتر و یه انگشتشو دور سوراخم کشید.قلقلکم شد و خوشم اومد.وقتی که دسشو کرد تو کونم یه لرزه خفیف به جونم افتاد.با یه صدای آروم گفت دوس داری مگه نه؟گفتم اوهوم.

شب جمعه
شب جمعه

گفت خب حالا نوبت کیرمه که بره تو.انگشتشو کشید بیرون و با دوتا دستش لا کونمو باز کرد.گرمای کیرشو حس کردم.وقتی که گذاشت دم سوراخ کونم،نفسمو حبس کردم،آروم آروم کیرشو کرد تو.گفت دوس داری یا نه؟.درد داشتم اما درد با بهترین حس وجودم در آمیخته شده بود.دستاشو گرفتم و رو پهلوم گذاشتم.شروع کرد تند تند تلمبه بزنه.داد میزدم و میگفتم آره جرررم بده،این کونو جررر بده.آیا واقعا اینطوری دوس داشتم؟یه غریبه توی یه کوچه کثیف و پشت یه آبجو فروشی شلوغ داشت منو میکرد.از این کثیف تر نمیشد.داد میزد و میگفت میدونستم دوس داری کیرمو بکنم تو کون تنگ وداغت.منم داد میزدم و میگفتم آره عشقم سفت بکن،این کون مال توئه.داشتم خیلی تحریک میشدم،خیلی حال میداد.جیغ میزدم آره اینه،بکن توش جرم بده.اونم داشت تند تند میکرد توش تا ارضا بشم.دردش شدید بود اما لذتش خیلی بیشتر از این حرفا بود حتی واسه اون چون اینطوری به نظر میومد.داد زد آاااه آبم داره میاد،داره میاد.آبشو ریخت تو کونم و کشید بیرون و افتاد رو زانوهاش و گفت دیدی کاری میکنم که جیغ بزنی؟لبخند زدم و خواستم جابجا شم اما اینطور که معلوم بود هنوز کار عشقم تموم نشده بود.گلوم خشک شد وقتی که زبون نرمش خورد به سوراخ کونم.مجبور شدم به دیوار بچسبم چون دیگه نمیتونسم رو پان وایسم.عجب لذتی داره!تعداد کمی از مردها بعد از سکس مقعدی کون شریک جنسیشونو با لیس زدن تمیز میکنن.گفت برگرد میخوام مزه کست رو هم بچشم.زبونشو کرد تو کسم و میخورد.داشتم اوج لذت رو میچشیدم.آااه،وقتی آبم از کسم زد بیرون گریم گرفت.افتادم رو زمین اما اون بازم ول کن نبود و میخورد.من تسلیم شدم و گفتم بسه دیگه نمیتونم بسه.با یه نگاه مظلومانه نگام کرد.گفت خوب میخورم یا نه؟گفتم آره اما دیگه این دفعه نوبت منه مگه نه؟جامونو عوض کردیم باهم.شروع کردم کیرشو ساک بزنم.به دیوار تکیه داده بود و داشت حال میکرد،دستشو گذاشت بود پشت سرم.کیر شقش تو دهنم بود و رگاش زدت بود بیرون.آبش زود اومد و ریخت تو دهنم.دهنم از آبش پر شد.چسبناک و شیرین بود مثل کره.ساک زدن رو ادامه دادن و تا قطره آخرشو قورت دادم.یه صدایی کوچک اومد و فهمیدم که چند تا توی کوچه هستن.بله دونفر تماشاچی اونطرف داشتیم که به دیوار تکیه زده بودن و به نظر میومد که خیلی وقته اینجا وایسادن.یکیشون از روی مسخرگی داد زد و گفت کس کش کثیف کارت هنوز تموم نشده؟عشقم با خنده داد زد خفه شو.آروم کیرشو از دهنم در آورد.یکی دیگشون داد زد زودباش تاکسی اینجا منتظره.عشقم بش گفت بگو منتظر باشه حالا زودی میام.پوزخند زدم و گفتم مگه دوستاتن؟گفت آره،دیوثای بی حوصله.با خنده گفتم خب بگو بیان جلو شاید دوس داشته باشن یه صحنه واضح تر ببینن.گفت به اندازه کافی دیدن،کارمون تموم شده یا نه؟گفتم تقریبا.کیرشو گرفتم تو دستم و شروع کردم با لیس زدن تمیزش کنم،حتی از تخماشم دست بر نداشتم.بعدش برش گردوندم جوری که دوستاش ببیننش و زبونمو کردم تو سوراخ کونش،یه آه کشید.دوستاش داد زدن زود باشید.چقدر استرس برانگیر بود.اون یکی که قد کوتاه بود داد زد زود باشید دیگه،بستون نیس؟؟.عشقم خندید و آروم هولم داد کنار و گفت من باید برم.دستمو گرفت و بلندم کرد.گفت خیلی خوش گذشت.منم گفت آره واقعا عالی بود.وقت خدافظی رسیده بود.بهش گفتم جایی میخوای بری؟گفت آره داریم میریم دیسکو،هنوز سر شبه ها.آره سر شب بود،چرا یه سکس دیگه با یکی دیگه نداشته باشم؟.دوتا دوستاش خیلی جذاب بودن و حدود بیست سالشون بود.من و عشقم رفتیم پیششون.أه لعنت به این شانس،اونا میخوان برن.میتونستم با اون دوتا هم سکس داشته باشم.عشقم خدافظی کرد و رفت توی تاکسی نشست.یهو شیشه رفت پایین و سه تا سر پیدا شد.عشقم گفت میخوای با ما بیای؟گفتم اوووم خب بذار فک کنم ببینم،یعنی با سه تا مرد جذاب برم دیسکو؟خندیدم و گفتم آره میام،چرا که نه؟

شب جمعه
شب جمعه