داستان سکس با استاد دانشگاه

داستان سکس با استاد دانشگاه (1)
داستان سکس با استاد خوشتیپ دانشگاه

من رزم ۱۹سالمه یه روز که تو یونی کلاس داشتم دیدم رو به رو کلاسمون یه مشت دختر پسر جمع شدن منو دوستامم از اونجایی که رشته خودمون پسرای کمی داره و ورودی ما اصلا نداره شاخکامون تیز شده بود که اونجا چ خبره و فهمیدیم هلال احمر کلاس گذاشته و اونروزم روز اخر امتحانشونه ماهم ناراحت که همچین موقعیتی رو از دست دادیم رفتیم با استادشون حرف بزنیم. همینکه وارد شدیم توجه ام به استادشون جلب شد اونم با چرب زبونی که ما باید از خانومای پرستار درس پس بگیریم حسابی به دلم نشست و شماره هامونو دادیم که خبرمون کنه شب شد دیدم تو واتس پیام فرستاد و خودشو‌معرفی کرد و منم کم‌کم بیشتر باهاش صحبت کردم و چندروز بعد گفتم ازش خوش اومده و دوسش دارم اونم استقبال کرد و ازم خواست واسش عکس بفرستم منم سکسی ترین عکسامو واسش فرستادم من قدم متوسط سینه های متوسط کمر فوق باریک و باسن گنده و رونای بزرگ و سفید گوشتی دارم وهمین باعث شده تو فامیل باشگاه پسر و دختر عاشق باسن و رونام باشن حسابی عکسام کار خودشو کرد و حرفامون سکسی شد و یه سکس چتم کردیم و سه روز بعد ازم خواست همدیگرو تو خونش ببینیم منم حسابی به خودم رسیدم و بدنمو برق انداختم لوسیونه خوشبومو زدم چون بدنم سفیده سوتین و شرت قرمر ست هم پوشیدم با یه تاپ جذب که کمر باریکمو بیشتر تو چشم می زد.

داستان سکس با استاد دانشگاه (2)
داستان سکس با استاد خوشتیپ دانشگاه

اومد دم یونی دنبالمو و تا خونه اش حرف میزدیم و میخندیدیم تا رسیدیم و رفتیم بالا مانتو و مقنعه ام رو در اوردم رفتم سمتش دستامو دور گردنش حلقه کردم و شروع کردم به خوردن لباش لب پایینشو بین لبام میمکیدم زبونشو میخوردم لباشو لیس میزدم رفتیم تو اتاقش خوابوندم رو زمین و اونم با ولع لبامو میخورد همونجور که لباشو‌میخوردم دکمه های پیرهنشو باز کردم و گردنشو لیس میزدم اونم تاپ و سوتینمو در اورد و خوابید روم لباشو ول نمیکردم و اونم همراهیم میکرد و سینه هامو میمالید گردنمو و لاله گوشمو لیس میزد رفت سمت سینه هام زبونشو میچرخوند دور نوک سینه ام بین سینه هامو زبون میزد نوک‌سینه ام میمکید و زبونشو تند تند میزد به نوک‌سینه ام‌ واااای سینه هامو عالی میخوررد آه و اوهوم در اومده بود و آه میکشیدم بهم میگفت‌خوبه شیطونم حال میکنی و منم آه و ناله های سکسی میکردم و هی لبامو میبوسید و باز میرفت سمت سینه هام و‌بلند شد شلوارشو دراورد منم بلند شدم شلوارو دراوردم و بغلش کردم و بازم شروع کردم به خوردن لباش بهش گفته بودم بی نهایت دوست دارم کسمو بخوره و دراز کشیدم اومد بین پاهام زبونشو از رو شرت میبرد تو و زبون میزد اه ناله میکردو و میگفتم ‌کسموو بخوررر و شرتمو کشیدم پایین و همن جای کسمو زبون میزد چوچولمو میمکید و زبونش تندتند مبکشید رو چوچولمو با زبونش تند تند بهش زبون میزد اووووف داشتم دیوووونه میشدم با چشاش نگام‌میکرد و من اه و ناله هام کل خونه رو ورداشته بود بعد چند دقیقه که حسابی خورد بهش گفتم نوبته‌منه دراز کشید رفتم روش زبونمو میکشیدم رو لباش گوشه لباشو زبون میزدم زبونشو میخوردم رفتم پایین تر سمت گردنش زبونمو‌میکشیدم رو‌گردنش از زیر گلوش تا رو شونه هاس زبونمو میکشیدم نوک سینه هاشو میمکیدم آه میکشید و میگفت عالیهه‍هه واااای داری دیونم‌میکنی بین سینه هاشو زبون زدم و زبونمو کشیدم رو بدنش پایین دور نافشو لیس زدم و بهش گفتم بلندشو ایستاد جووووووون کیرش داشت شورتشو پاره میکردددد عاشق اینم یه پسر واسم راست کنه و‌کیرشو از رو شورت بوسیدم و شرتشو دراوردم و شروع‌کردم به لیسیدن کیرش با دستم‌گرفتمش بالا و زیرشم زبون میزدم تخماشو لیس میزدم و نوکش کردم تو دهنم و میمیکدم و با دستم تخماشو میمالوندم و اروم هی بیشتر تو دهنم جا میدادم و واسش ساک میزدم تو دهنم عقب جلو‌میکردم و اونم آه میکشید و میگفت وااای عالی میخوری دختر عالیههه و من بیشتر واسش میخوردم و گفت۶،۹شیم ۶،۹شدیم اون رو بود و من زیر بالا پایین میشد و منم واسش ساک میزدم اونم دیوانه وار و با ولع کسمو میخورد و منم دیوووونه‌وار تر کیرشو میخوردم و اورد روم کیرشو گذاشت لای پام و میزد به کسمو و اروم بالا پایین میکرد و گفت از پشت بکنم منم‌گفتم باشه و کیرشو تفی تفی کردم و اونم‌ سوراخ کونمو با کیرش خیس کرد سگی خوابیدم میزد رو‌کونمو و میگفت جووووووون مال خوووودمه وبا انگشت سوراخ کونمو باز میکرد که سر کیرشو با دست گرفتم و گذاشتم دم سوراخ کونم گفت آماده ای گفتم‌اوهوووم بکنم و‌فشار داد وووواااای کووونم میخواست جر بخوووووره ولی غرق لذت شدم بهش گفتم میخوووامم تند تند و اونم‌ محکم و تند تند تو‌کونم تلمبه میزد و با دست میزد رو‌کونم و منم آای و جیغم دراومده بود.

داستان سکس با استاد دانشگاه (3)
داستان سکس با استاد خوشتیپ دانشگاه

ولی بازم میگفتم تندتر محکم تر مبخوووام تا آبش اومد و ریخت رو کمرم بغلم‌کرد شروع کردنم خوردن لباش حال کرده بود از پایه بودنم گفت میخوای باز واست بخورم گفتم اووووهووم عاشقشم خوابیدم پاهامو باز کردم و بردم بالاشروع کرد تندتند و زبون زدن چوچولمو و میمکیدش و منم رو ابرا سیر میکردم وقتی حسابی خورد نشست رفتم بغلش لباش و نوک بینیش خیس آب کسم بود آب کسمو از صورتش لیس میزدم گفت میخوام کستو بمالم واست تو بغلش به پهلو خوابیدم و چوچولو با انگشت میمالید انقد تندتند و محکم میمالید که داشتم از حال میرفتم تمام بدنم میلرزید و آه و ناله میکردم و میگفتم دارم دیونه مییییشممم ویه چند دقیقه همینجور اینکارو می کرد و من زیر دستش داشتم دبونه میشدم و بدنمو تاب میدادم که گفت ایستاده بکنیم گفتم باشه بلندشدم وایستادم رو به دیوارلبا کونمو از هم باز کردم و کیرشو گذاشت تو سوراخ کونمو و یکم که جا باز کرد شروع کرد تند تند تلمبه زدن منم دستامو به دیوار تکیه دادم بودم و خودمم باش عقب جلو میشدم و کونم داشت جز میخورد با کیر کلفتش و من میگفتن تند تر و اونم محکم و تند تند تلبه میزد گفت بخواب رو زمین خوابیدم و اومد روم کیرشو کرد تو کونمو و وحشیانهه تلمبه میزد زیرش آهه‍ و ناله میکردم واز درد میسوختم و میگفتم تند تر انقد تلمبه زد تاکیرشو دراورد و آب داغشو ریخت پشت کمرم وااااای سوختم از حرارته آبش بلندشدم بغلش کردم و بوسیدمش اونم بوسیدم و گفت عالی بود و ازم تشکرد کرد لباسامونو پوشبدیم و بهم گفت میخواستیم بیایم کلاستون جا موندیممم گفته اِ بدجنس ادای منو درمیاری…گفت شیطوووووونه خودمی گفتم دوستت دارم استاد خوشتیپ دل منو بردی خووو. و رسوندم خونه واقعا روز عالی و فراموش نشدنی بود.

داستان سکس با استاد دانشگاه (4)
داستان سکس با استاد خوشتیپ دانشگاه