کون بازی دوستانه

کون بازی دوستانه (1)
داستان کون بازی دوستانه باحال

ماجرا مربوط به موقع اول راهنمایی هست که تازه محلمون عوض شده بود (تو محله قبلی واسه اولین بار کون دادم ،و ادامه پیدا کرد)و تو محل جدید زیاد دوست نداشتم تا اینکه با هم کوچه ای ها اشنا شدم،از قضا یکیشون مثل من کونی بود یه پسر سبزه و همسن تقریبا که کیرش. اونموقع یادمه اندازه کنترل تلویزیون هوشمند بود ، و یکی دیگه هم علی که برعکس ما بود و فقط میکرد ، خلاصه من هر وقت میشد میرفتم خونه جمشید و میکردمش وقتی واسه اولین بار کیرم رفت تویه سوراخ ،زمستون بود و کونش داغ داغ ، گوشتی بود و منم خوشم اومده بود و تلمبه میزدم تو حالت قمبل، بعد نشستیم و همینطور که فورقونی کون داده بودم قبلا همونجوری کردمش تا کیرم داغ شد انگار برق گرفتمم اخه تااونموقع حس ارضا شدن بلد نبودم ،کیرم که تکون میخورد تو کونش بازم همون حسو داشتم تا چند لحظه و خیلی لذت داشت،واسه اینکه دوباره تجربه کنمش بردمش تو اتاق خواب مامانش خوابوندم رو تخت و دوباره کردمش اما ایندفه ارضا نشدم چون بدنم توانایی شو نداشت،وقتی کارم تموم شد اونم گفت بزارم منو بکنه من با اصرارش قبول کردم ،چون چندهفته بود کون نداده بودم سوراخم تنگ شده بود اما بازم گشاد بود ، من خم شدم و اونم رو کیرش نثف کِرِم رو خالی کرد بعد گذاشت دم سوراخم گفت میزونش کنم منم کله کیرشو گذاشتم وسط سوراخمو گرمای کیرشو حس میکردم که یه فشار داد اون کیر گنده تا دسته رفت تو کونم حال داد ولی دردم داشت ،جمشید گفت واای چقد سوراخت گشاده ،منم ترسیدم به کسی بگه و دیگه بهش ندادم تا راضی شدم به لاپایی دادن و اونم لاپایی گرفت وقتی ابش اومد داشتم شاخ در نیاوردم اخه مال من باش نمیومد یعنی نداشتم اما اون ابش اندازه یه پیاله اومد، گذشت و منم هر روز میکردمش تا اینکه یه شب رفتیم خونه فامیلمون و من موندم شب جمعه بود و وقتی خواب بودم بیدار شدم برم اب بخورم که دیدم از تو اتاق خواب صدای تلمبه زدن و اه اه میاد فامیلمون داشت زنشو میکرد، من یه لحظه هوس کردم کون بدم اینجا بود که به فکرم رسید با علی باشم که قبلا جمشیدو کرده بود چند بار….
خلاصه از فرداش باعلی بیشتر میچرخیدم و صمیمی بودم هرزگاهی باهاش شوخی میکردم دست به کیرش میزدم انگشتش میکردم تا اینکه یه روز وقتی تو پارکینگ خونشون بودیم(مجتمع بود)من انگشتش کردم و اونم در عوضش اعصابش خورد شد و منو انگشتم کرد گفتم نکن الکی ،اون از سر لج و شوخی دوباره انگشت کرد اما ایندفه بیشتر به سوراخ انگشتشو فشار داد یکمم رفت تو(اخه اونموقع ها گشاد بود) متوجه شد و بهم الکی گفت که پیمان انگشتم تا نصفه رفت تو کونت،منم دیدم فرصت هست و بحث بازه گفتم نخیر یکم نوکش رفت ،میخای امتحان کنی؟علی یکم نگام کرد گفت با انگشت دوس ندارم ،گفتم چجوری دوس داری؟دستمو گرفت گذاشت رو کیرش ، از رو شلوارک میشد فهمید کوچیکه ولی کلفته خلاصه گفتم خب اینجوری دوست داری ولی کجا؟اونم از رو دسته کلید انباری رو باز کرد رفتیم تو انباری چ در رو بستیم من شلوار ورزشی پوشیده بودم که کشی بود و علی شلوارمو تا ساق پا کشید پایین گفت اوووف چقد کونت گندست،منم حس دادنم بالا گرفته بود خودم شورتمو کشیدم پایین اونم شلوار و شورتشو کشید پایین،حدثم درست بود کیرش دراز نبود اما در عوض کلفت بود گفت ساک بزن من چون بدم میاد گفتم نه نمیزنم و برگشتم اونم یه چند ثانیه بعد کیرشو گذاشت دم سوراخم و یه فشار کوچولو داد اول حس کردم سرش رفت تو و یه سوزش جالبی داشت بعد کل کیرشو کرد تو کونم همونجوری کیر منم گرفت تو دستش فشار میداد و تلمبه میزد بهم ،منم کلی حال میکردم چون کلفت بود نه زیاد طولشم کم بود از طرفی وقتی کیرمو محکم تر فشار میداد لذتش بیشتر میشد تا بهم گفت پیمان سوراختو بکش منم بلد نبودم پرسیدم چطوری ؟دستشو گذاشت رو لپای کونم و لاشو باز کرد و کیرش و فرو کرد ، اینبار بیشتر فرو رفت بیشتر حال داد ، من همونجوری نگه داشتم خودمو اونم تند تر از هرکسی تلمبه. میزد و کیرمو میمالید تا منو دوباره مثل اون حس ارضا شدن برق گرفت وقتی علی کیرش شل شد در اورد بیرون و دیدم که یکم خونی شده اول فک کردم از اونه ولی وقتی سوزش سوراخم بیشتر شد فهمیدم که انقد منو کرده تا کونم پاره شده این پاره شدن هم حس خوبی داشت ،ار اون به بعد یه روز در میون جمشید و میکردم و به علی مثل جنده ها کون میدادم ،خیلی اون دو سال محله بهم خوش گذشت تا اومدم اینجا ، شهریار ، کسی رو نمی شناسم هنوز ، اما اگه یکی دو طرفه پیدا شه مثل خودم این داستان رو باهاش ادامه میدم.

کون بازی دوستانه (2)
داستان کون بازی دوستانه باحال