خاطره گاییدن زن جنده

خاطره گاییدن زن جنده
خاطره گاییدن زن جنده

از مقدمه چینی و این حرفها بیزارم برای اینکه بدونید چه خاطره زیبایی را صادقانه می خوام براتون بگم سریع میرم سراغ اصل مطلب که نگید زیاد بود نخوندم
مقابل یه ساختمان شهوت در یکی از این کشورهای اروپایی به همراه دوست تازه به این کشور اومده ایرانی ام ایستاده بودیم یه پا دو پا میکردیم بریم تو یا نه هر دو اولین بار بود میخواستیم پا به همچین جایی بذاریم مرکز شهوت چه اسم باحالی قلبم داشت از جا کنده میشد واقعیتش اولین سکسم را میخواستم تجربه کنم این دوستم اما نه مسن تر از من بود و دوست دختر هم داشت و خوش قیافه و خوش هیکل تو تهران زیاد بقول معروف دختر و بیوه زمین زده بود چون تو یه شرکت کار میکرد و مجرد هم بود و خونه مجردی و پول پله هم داشت من هم مجرد بودم اما پیش خانواده و بقول خودمون پاستوریزه بزرگ شده بودم فقط فیلم تا دلتون بخواد زیاد دیده بودم یه دوست دختر شمالی هم داشتم که نصفه نیمه در حد سینه خوری و لب بازی باهاش بودم و سکس دخول و کس کنی نداشتم بیشتر از همین واهمه داشتم که بریم داخل و من با ناشی گری ام سوتی بدم و باعث مزحکه بشم البته شنیده بودم اونها خودشون آدم را راه میاندازند اما شنیدن کجا مانند دیدن
سرتون را درد نیاریم دیگه سرمون را انداختیم رفتیم تو درب نداشت یعنی درب ورودی دو لنگه باز بود در بدو ورود هیچی ندیدیم فقط یه سالن نیمه تاریک و یه بوی خاص هم میومد کسی هم ازما استقبال نکرد چقدر هم خلوت و سوت و کور بود به کوروش دوستم گفتم نکنه اینجا بگیرنمون بجای ترتیب دادن ترتیب مارو بدهند کونی از آب در بیاییم با یاهو بریم تو و یوهو یوهو کنان بیاییم بیرون خندید و گفت نه باید بگردیم نترس یه طوری میشه نمیدونم چون ساعت بدی وارد شدیم اینطور بود یا همیشه همینطور بود ساعت نه صبح صبحانه خورده رفته بودیم اونجا احتمالا وقت زیاد مناسبی نبود البته متوجه دوربین های مدار بسته شدم و به کوروش نشون دادم اونم دیده بود ، بعله حسابی تحت کنترلیم خودمون خبر نداریم خوب چکار کنیم؟ یه سری پله روبرو بود دقت نکردیم آسانسور داره یا نه از پله ها رفتیم بالا ساختمون کاملا قدیمی فکر کنم از جنگ جهانی دوم تا الان دست نخورده بود فقط رنگ و لعاب زده بودند بالای پله بالاخره یه دالان چپ و یه دالان در سمت راست مشاهده کردیم یه چند تایی اتاق دربشون باز بود و زنهایی روی صندلی راهروی کوچک اتاق هاشون نشسته بودند یه اتاق هم بیشتر نبود با یه درب داخلش که گویا حموم و دستشویی بود و یه تخت دونفره که تقریبا تمام فضای اون اتاق را پر کرده بود بعضی از این خانم ها رو لبه تخت نشسته بودند بیشتر درب اتاق ها بسته بود پس حدسم درست بود بد موقع اومده بودیم اینها هر ساعت عشقشونه میآیند اون درب بسته ها گویا صاحباشون نیامده بودند این چند تا هم که اومده بودن گویا سحر خیز بودن یا دیشب شب نشینی نداشتند تموم دخترها فقط شرت و سوتین تنشون بود همینطور تو راهرو قدم زدیم به هر اتاق که باز بود نیم نگاهی میانداختیم هیچکس تحویلمون نگرفت البته یه زن سیاه پوست بد چهره گنده منده با شرت و سوتین صورتی رنگ توری که تمام سینه اش و حتی خط کس اش از روی توری میشد دید یه جوری هی گیر داد به ما که بیایید داخل گفتم دونفری؟ گفت نه یکی؟ گفتم قیمت؟ و چه مدت؟ این کلمات لاتین را دیگه به راحتی روسپی ها در هر کشوری یاد میگیرند لازمه شغلشونه ایرانی های خوره سکس هم همینطور گفت یکربع و این قیمت…. قیمت مناسب بود اما من که اصلاً ازش خوشم نیومد بدتر کیرم هم که یه نیمه سیخ بود با دیدنش خوابید کوروش هم همینطور گفتم باشه چشم یه دور بزنیم برمی گردیم کوروش خندید میگفت مگه اومدی بازار میوه بخری که میگی بر میگردیم گفتم خوب شاید case مناسب گیر نیاوردیم این حداقل باشه نره تو اتاق درب را ببنده چون مشخص بود به درب های بسته نباید کار داشته باشیم یا درونش مشغول بودند یا نیامده بودند هیچی همینطور عین مورچه قدم میزدیم چون هر دو میخواستیم دقیق نگاه کنیم مثل ایرانی هایی که میرند خرید گفتیم تا ته بازار بریم سبک سنگین کنیم بعد در مسیر برگشت کیس مناسب را انتخاب کنیم
بعدی یه خانم قد بلند و یه کم تو پر و بسیار زیبا و مو مشکی بود که رو صندلی راهروی اتاقش نشسته بود مور مورم شد ملیتش را بپرسم گفت فرانسوی راست یا دروغش را نمی دونم آخه فرانسوی بلد نبودم امتحانش کنم ولی درکل فکر نمی کنم دروغ گو باشند کوروش هم ازش خوشش اومده بود قیمت و زمان همون بود که آفریقایه گفت پس استاندارده فقط باید علف به دهن بزی شیرین بیاد همین، خوشگلی و زشتی و پیر و جوون رو قیمت تاثیر نداره خوشحال شدم این نکته مثبتی بود همشون مثلا شورت و سوتین پوشیده بودند ولی چون توری مانند و یا شیشه ایی بود انگار هیچی نپوشیده بودند منم که اولین بار بود از نزدیک در فاصله نیم متری این چیزها رو میدیدم یه جورایی خیلی خوش به حالم شده بود سینه دخترها را جسته گریخته دیده بودم تازگی نداشت اما کوس اونم از همه رنگ و همه سایز در فاصله نزدیک خیلی برام هیجان داشت تماماً نگاهم به پایین تنه بود به این فرانسوی دیگه چیزی نگفتیم همینطور به راهمون تو راهرو مورچه وار ادامه دادیم اول راهرو هم چند تا چشم بادومی بودند که بازم زیاد تعریفی نداشتند اونها رو توضیح ندادم چون تکرار مکررات میشد اون باحال ها رو براتون تعریف میکنم که یه جوایی به قول خودمون خاص اند یکی دیگه دیدیم که سن اش بالا بود خیلی ریزه میزه و لاغر و مو بور اما خوشرو و خندون به هردو مون سلام هم داد و حتی دست هم داد گفت بفرمایید هیچی دیگه من که از قیمت و مدت زمان مطلع بودم قیافه هم جلوی چشمم بود تنها سوالم همین بود از کدوم کشور؟ اونم گفت آلمانی گفتم با من ازدواج میکنی؟ خندید و گفت: نه ، کوروش هم خندید گفت این چه سوالیه میکنی گفتم خوب خوبه دیگه عوضش در آینده تبعه آلمان میشیم و از این حرفها خودم هم میدونستم دارم شر و ور میگم راستش بقول خودمون کسخول شده بودم در کل کیرم براشون سیخ نشده بود نیمه افراشته بود بیشتر از حال کردن ، داشتیم حس کنجکاویمون رو ارضا میکردیم که آخرش چی میشه…. خوب همه چی برامون تازگی داشت تمام قوای هفت گانه مون را روی چشم هامون متمرکز کردیم و ثبت خاطره که حداقل حالا که قدم زدن اینجا مفته تو ذهنمون هرچی میبینیم هک کنیم بعداً تو ایران به یادش جق بزنیم به راهمون ادامه دادیم یه فیلیپینی دیگه اولین سوالمون پرسیدن ملیت بود سفید عین بلور خیلی هم خوش قیافه و کاملا تپل مپل توجه کوروش را جلب کرد هیکل مانکنی که اصلاً نداشت ولی خدا وکیلی پوست خیلی سفیدي داشت، سینه درشت، هیکل چاق و چله، قد کوتاه و کون بزرگ خلاصه ایرانی پسند از اونایی که دوست داشتی همونجا بغلش کنی هیچکدوم هم آرایش آنچنانی نکرده بودند این فیلیپینیه هم فقط رژ لب داشت خلاصه صورتاً خیلی خوب بود به هیکل کوروش هم میومد کوروش گفت من میرم داخل پیش همین چون دیگه به انتهای مسیر هم نزدیک بودیم و بعید میدونست که چیز بهتر از این گیر بیاره اون با تجربه تر و حرفه ای بود فکر کنم خوب انتخابی کرده بود خلاصه علفه به دهنش شیرین اومده بود و دیگه دنبال جستجوی بیشتر نبود اشاره کرد و Ok را داد و رفتند داخل درب هم بسته شد من موندم تنها گفتم خوب تا اینجا اومدم تا انتها برم بعد برگردم دوباره از اول با نظر خریدار نگاه کنم اگر هم حال نکردم مهم نیست حدااقل از پسر بودن خارج شم مرد بشم رفتم ایران یه دختر جلوم لخت شد یا روسپی، چیزی دوستان زحمت کشیدند آوردند ناشی بازی درنیارم بگم بلدم سوراخ کس کجاست … هیچی تا انتهای راهرو رفتم کسی که بتونه واقعا قلبم را بلرزونه و کیرم را با یه نگاه سیخ کنه گیر نیاوردم فرانسویه خیلی خوب بود اما سایزش از من خیلی بزرگتر بود دنبال هم سایز خودم بودم دلم دختر ریزه میزه و ظریف و مظلوم مانند میخواست اینها به نظرم خوب نبودند خوب هرکسی یه سلیقه ایی داره من تو اون لحظه هوس این فرمی کرده بودم برگشتم اول راهرو اونجا در ابتدا یه تایلندی ریزه میزه دیده بودم سینه متوسط قدش نصف من خیلی هم کم سن و سال نشون میداد اصلا هم آرایش نکرده بود یه جورایی نه از روی هوس از روی دلرحمی دوست داشتم این پولی که میخوام خرج کنم نصیب اون بشه رفتم پیشش و Ok را دادم و داخل شدم درب اتاق را بست خیلی خشک و رسمی رفت سمت کشویی های کنار تخت یه کاندوم از تو کشو برداشت و شروع کرد با دندون جلدش را پاره کردن به من گفت مشروب خوردی گفتم نه چطور؟ آهان منظورش پایین تنه بدنم و کیرم بود که اصلا عین خیالش نبود باید سیخ بشه از روی شلوار هیچگونه برآمدگی مشخص نبود خودم هم میدونستم خوابیده است اون که لباسی آنچنانی تنش نبود اشاره کرد لباسم را در بیارم همزمان با من شرت و سوتینش را هم درآورد موهای کوتاه مشکی قشنگی داشت چشم های بادومی معصوم بازم مشکی زیبایی هم داشت فرم لب و دهنش که عالی بود از بچگی یه علاقه خاصی به سکس با چشم بادومی های شرق آسیا داشتم هنوزم دارم نمی دونم چرا ولی اون لب های نیمه کلفتشون اکثراً لبهاشون کلفته به نظرم خیلی هوس انگیزه چشم های بادومی شون را هم خیلی دوست دارم هیچی دیگه منم لباسهامو درآوردم انداختم لبه صندلی و شرتم را هم کشیدم پایین اومد جلوم زانو زد وشروع کرد بادست مالوندن کیرم تا بزرگ بشه کاندوم را بیاندازه من نه بواسطه مالشش بیشتر به خاطر حالتی که برام گرفته بود چهار زانو لخت و زل زده به کیرم یواش یواش سیخ کردم تو ذهنم میگفتم خره تمرکز کن رو سکس با این دختره ول کن دیگه، حس کنجکاوی بسه ببین تو کس فرو کردن چه لذتی داره تو که تاحالا امتحان نکردی سعی کن تا میتونی احساست را روی سکس متمرکز کنی تلاشم را هم کردم با دست با سینه هاش ور رفتم و مالوندم تا اینکه واقعا کیرم راست شد و اون هم تونست کاندوم را روش بکشه صورتم را نزدیک کردم که یه کم ببوسمش نذاشت گفتم احتمالا ممنوعه اشاره کرد مجاز به بوسه لب نیستم گفتم بدن و سینه گفت مشکلی نیست منم یه بوسه کوچولو از سینه اش کردم زیاد خوش بو نبود از عطر بدنش واقعیتش خوشم نیومد شاید هم بوی عرقش بود نمی دونم بی خیال بوسه شدم دنبال این بودم وقت کم نیارم یا جوری نشه که کیرم بخوابه دوست داشتم برم سراغ اصل قضیه که تا حالا تو زندگی ام تجربه نکرده بودم بوسه کنار که با دوست دخترم فراوون داشتم که خیلی خوشگل تر ، تمییز تر ، خوش بوتر و خوش هیکل تر از این بود پس بیشتر فکر و ذکرم را متمرکز همون قضیه کس کردن کردم و اشاره هم کردم اونم احساس منو خونده بود از رو کاندوم یه کم برام ساک زد زیاد بهم نچسبید چیزی را احساس نمی کردم فقط نگاهش میکردم از نگاه کردن که چطوری ساک میزنه بیشتر لذت میبردم وگرنه هیچ احساسی از کیرم به من منتقل نمیشد بیشتر با نگاه حال میکردم و دستمالی سینه هاش این مورد را کاملا مجاز بودم منم مالوندن سینه را خیلی دوست دارم چون دستهایم ظریفه طرف هم زیاد ناراحت نمیشه این را هم دوست دخترم بهم گفته بود بعد اینکه فهمید برای دخول عجله دارم استیل خاصی گرفت تا راحت اینکار را انجام بدم ناقلا از قبل اندازه قد و بالای منو با لبه تخت گرفته بود چون رو لبه تخت دراز کشید و پاهاش را هم برد بالا قشنگ اندازه کیرم در حالت ایستاده با ارتفاع کس اش میزون شده بود احتیاج نداشتم زانوهایم را خم کنم به راحتی کیرم را نزدیک کس اش کردم و نمی دونم چطوری رفت داخل سوراخ کس اش ……. همین؟!!!!!…… پیش خودم میگفتم حتمی اشتباه شده نرفته داخل و دقت کردم ببینم چه اتفاقی افتاده تنها یه سوراخ بود خیلی هم خیس و لزج خودم هم باورم نشد که الان کیرم تا ته داخل کسشه خوب که چی؟….. نخندید جدی میگم …… هیچ احساسی اون پایین نبود اصلاً داغی و حرارتی هیچی نفهمیدم دیگه باید حتمی عین فیلم های سوپر جلو عقب کنم شاید اون احساسی که دنبالشم بیاد پاهاش بالا بود من دستهایم را به سینه هاش رسونده بودم کمی رویش خم شدم قشنگ پاهایش را چسبوند به خودش عین ژيمناستیک کارها از نظر استیل کاری هیچ مشکلی درکار نبود کمرم را هم به همراه کیرم در داخل کس اش عقب جلو میکردم گاهی در میاوردم بیرون دوباره با فشار و شدت میزدم داخل اما احساس لذت هیچی…… ای بابا …… چیزی از پایین به سیستم عصبی ام منتقل نمیشد گویا داشتم ورزش معمولی میکردم بیشتر از دستهایم که سینه هاش را می مالوندم لذت منتقل میشد تا از کیرم نگاه قشنگی داشت اونم گویا متوجه شده بود احساسی به من دست نمیده با هن هن کردن صداش و خمار کردن چشماش و کمی هم پاشو چسبوندن به هم سعی داشت یه لذتی به من بده کاملاً هم به من خیره شده بود اینم بگم مشکل سایز کیر ندارم دروغ نگم همون بیست سانت معروف و کلفتی اش هم خوبه اما یا طرف خیلی گشاد بود یا اون مایع لزج خیس مانند داخل کس اش که قبلا زده گویا جهت ضد عفونی زیادی بوده پیش خودم میگفتم کس کردن که دوستان و بچه ها این همه تعریف می کنند و میگند همین بود؟ جق زدن با صابون های خودمون تو حموم که بیشتر از این حال میده بی خیال پایین تنه شدم گفتم عیب نداره به بالا تنه برسم هم تخصص اش را داشتم هم به نظرم طبیعی تر میومد مصنوعی نبود سینه مالی و نگاه کردنش برام کافی بود تا زور با زوری سعی کنم آبم بیاد تو کاندوم واقعتش خودم اراده کردم که آبم بیاد وگرنه تا فردا صبح هم میتونستم عقب جلو کنم هیچ اتفاقی هم نیوفته شاید هم بواسطه کاندوم بود که تماس مستقیم کیرم را با کس اش احساس نمی کردم در هر صورت گفتم بی خیال جهت کسب تجربه بود بهتره تمومش کنم ممکنه کوروش دراومده باشه بیرون منتظرم باشه بعد از خارج کردن کیرم همراه منی داخل کاندوم خودش بنده خدا لبه تخت نشست زحمتش را کشید و کاندوم را درآورد با دستمال کاغذی کیرم را هم پاک کرد و تموم…….. پاشد رفت کاندوم را انداخت سطل آشغال خیلی معمولی تخت را مرتب کرد هنوز اما شرت و سوتینش را نپوشیده بود به من هم اجازه داد در حین کار کردن و مرتب کردن تخت و اتاق اش خوب و سیر تماشاش کنم دیگه اون زمان تعیین شده مهم نبود گویا زمان دست خودشون بود اگه طرف بی اذیت و آزار باشه میتونه بیشتر بمونه منم به آرومی هرچه تمومتر لباسهامو پوشیدم و چون مطمئن بودم دیگه هیچوقت پامو اینجاها نمیذارم هم از نظر دلاری به صرفه نبود هم از نظر احساسی بازم برام جالب نبود گفتم از نظر ثبت و ضبط و هک کردن خاطره تا اونجایی که میتونم نگاهش کنم پول را اول کار داده بودم پرسیدم اجازه دارم برم؟….. نیم خنده ایی کرد و گفت آره میخواستم مودب و باکلاس خودم را نشون بدم تشکر کردم و خندیدم الکی گفتم Perfect و اونم تشکر کرد و الکی گفت خوب بود ………. خلاصه زدم بیرون پیش خودم گفتم من که چیزی از این تخلیه جنسی نفهمیدم شاید کوروش بهتر از من حال کرده باشه تو راهرو کوروش را ندیدم اومدم طبقه پایین و رفتم بیرون ساختمون اونجا هم نبود گرسنه ام شده بود اونور ساختمون یه ساندویج فروشی سوسیس آب پز سفارش دادم اینطرف ها خیلی دوست دارند سوسیس را با پوست نایلونی اش میاندازند تو آب، آب پز میشه عین موز پوستش را میکنند و می خورند خوشمزه هم هست چون سوسیس اش مخصوصه مثل درپیتی های خودمون نیست بعد از ده دقیقه کوروش خان هم پیداش شد اونم سفارش سوسیس داد و همونجا از این صندلی و میز پلاستیکی های روبروی اغذیه فروشی نشستیم مشغول خوردن شدیم و مردم را دید میزدیم گفتم کوروش چطور بود؟ گفت: خیلی مزخرف …… گفتم چرا؟ گفت گشاد گشاد بود لب هم نذاشت بگیرم دوبله هم اولش بهش پول دادم که حسابی سیر در مدت طولانی تر بکنمش ولی اصلاً و ابداً اون انتظاری که داشتم نبود و نشد گفتم پ ، نه ، پ …. انتظار داشتی هچون فیلمهای سوپر باشه بدون کاندوم ، خوردن کس، لب گرفتن و از کون کردن باشه اون رو بعداً فهمیدم وجود داره اما نه اینجا خونه میآیند و خرجش خیلی گرون میشه اینی که ما رفتیم یه جورایی مخصوص توریست ها ، عبوری ها و راننده هاست برای رفع تکلیفه که سریع تموم بشه و برند و به کارشون برسند اما ما انتظار آدم های پورنوباز تو فیلم هارو داشتیم بخاطر همین تو ذوق هردومون خورد. امیدوارم این بلایی که سر من و دوستم اومد سرتون نیاد قربون زن ها و دخترهای ایرونی خودمون برم که همه جوره حتی روسپی هاشون تو این مسئله تو دنیا لنگه ندارند و تک اند ممنون که وقت گذاشتید برای خاطره من قربون همه.

خاطره گاییدن زن جنده
خاطره گاییدن زن جنده