داستان سکس با کتاب فروش

داستان سکس با کتاب فروش (1)
داستان سکسی‌ کتاب فروش

ا

مروز قصد دارم خاطره ای واقعی از سکس با یک کتاب فروش دوره گرد اما دروغگو براتون بنویسم.
من از استان زرخیز خوزستانم . مجردم و مغازه دارم . مدتی قبل خانمی قد بلند وارد مغازه شد و خود رو ویزیتور یک موسسه فرهنگی معرفی کرد که کتاب می فروشند . از داخل کیف خود تعدادی کتاب به من معرفی کرد . صداشو می شنیدم اما توجهم به سینه سفیدش بود که حسابی از زیر مقنعه رنگی اش مشخص بود من که هیچ علاقه ای به کتاب نداشتم که اگه داشتم مهندس می شدم نه با سوم راهنمایی مغازه دار یه سری از کتابهاش رو خریدم .گفت برای زندانی ها هم کمک جمع می کنه . من هم اضافه بر پول کتاب پنجاه تومن هم کمک کردم .

داستان سکس با کتاب فروش (2)
داستان سکسی‌ کتاب فروش

شمارش رو که ازش گرفتم برای کمک های بعدی (مثلا خیر شده بودم ) داشتم پرواز می کردم .
برای اینکه شمارمو داشته باشه بهش تک زنگ زدم و از همون روز پیام های ما شروع شد . به واسطه درامد خوبی که داشتم دو سه روزی یه بار به نام زندانی ها پول بهش می دادم . تا اینکه یه شب پیام داد عاشقم شده و دلش برام تنگ شده . قرار شد توی اولین فرصت بیاد خونه من . دل تو دلم و کیر تو شورتم نبود.

داستان سکس با کتاب فروش (3)
داستان سکسی‌ کتاب فروش

بلاخره یه روز پیام داد فردا میاد. آدرس رو بهش دادم . شب تا صب خوابم نبرد از زوق کردنش هنوز ساعت نه نشده بود که رسید . وقتی برای اولین بار صورتمو نزدیکش بردم پیشونیشو بوسیدم اما او سرم رو گرفت و لباش رو روی لبم گذاشت .لبایی شیرین و خوشمزه اعتراف می کنم بهترین لبی بود که خورده بودم . دستمو سر دادم طرف سینه هاش . آه عمیقی از ته دل کشید .
سینه هاش رو که باز کردم با یه جفت ممه کوچک و نقلی سفید روبرو شدم . حسابی براش خوردم . قصد داستان سرایی ندارم اما از چند باری که باهاش رابطه داشتم چند چیز جالب توجه منو جلب کرده بود .یکی همون سینه های نقلی و کوچکش و یکی اینکه کسش رو کامل موهاشو زده بود اما یه خط راست از بالای کس تنگش تا نافش مو گذاشته بود . کونش خیلی تنگ بود و نذاشت بکنم اما یه خورده گوشت اضافی داشت که همین هم باعث شد خودمم خیلی اصرار نکنم موقع سکس خیلی از خود بی خود می شد تا حدی که سرشو خیلی تکون می داد. شهوتش خیلی بالا بود . چند بار سکس عالی باهاش داشتم . تا اینکه متوجه شدم قضیه جمع کردن پول واسه زندانی ها رو دروغ گفته . خیلی بهم برخورد باهاش کات کردم . بعد ها فهمیدم با دو تا دیگه از مغازه دارا هم هم سکس داشته هم پول کش رفته شمارشو دارم اما نمی دونم بگزارم یا نه . دوستان ببخشید اگه زیاد پر و بال ندادم همینو هم دو ساعت شد تایپ کردم.

داستان سکس با کتاب فروش (4)
داستان سکسی‌ کتاب فروش